کسی که میخواهد از خورشیدِ پشت ابر مستقیماً بهرمند شود، یا باید ابرها را برطرف کند و یا اینکه خودش را به بالاتر از ابرها برساند؛ پایین آوردن خورشید محال است!
هر چه آقای مداح پشت میکروفون بلندتر فریاد بزند و مردم را هم به تهییج وادارد که صداشان را تا کجا برسانند که «خدایا مهدی را برسان»، بیفایده است. و نهتنها بیفایده است که آثار سوء نیز بر آن مترتب است.
من بهعنوان یک فرد، باید به این «فهم عقلی» و به این «باور قلبی» برسم که دنیا اگرچه هست اما همهچیز نیست. نهتنها همهچیز نیست که در نسبت با آنچه از چشم من نهان است آنقدر ناچیز است که گویی نیست!
من باید به این «فهم عقلی» و به این «باور قلبی» برسم که «تن» اگرچه هست اما همهچیز نیست. نهتنها همهچیز نیست بلکه در نسبت با عالمِ پنهانِ «من» آنقدر ناچیز است که گویی نیست!
من باید به این «فهم عقلی» و به این «باور قلبی» برسم که بیش از دنیا هستم، پیش از دنیا و برای بیش از دنیا آفریده شدهام، ظرفیت زیست در عالم ابدیت در من هست و وجود این ظرفیت یعنی قابلیت رسیدن به آن هم وجود دارد.
◀️ پس از رسیدن به این فهم و باور است که بخواهم یا نه، این ضرورت در من شکل میگیرد که در عبور از آنچه دیدنیست، در عبور از عالَم ظاهر به سوی عالم پنهان درون، به سوی عالم غیب، به سوی پس از دنیا، نیازمند هدایتم و آنگاه عاجزانه -و نه با فریاد- از خدا طلب راهنما و امام خواهم کرد.
من اگر بهعنوان یک فرد، توانستم آن فهم و باور را در خودم نهادینه کنم و قول و فعل و خُلقم را بر مبنای آن به وحدت برسانم، شاید توانستم آنقدر ارتفاع رتبی بگیرم که ابرهای وجودم و دنیایم و زندگی و معیشتم نتوانند مانع دیدار خورشیدم شوند و به «ظهور فردی» برسم.
پیش از رسیدن به آن فهم و باور، این فریادهای «عجِّل و برسان» به اجابت نخواهد رسید. چون اساساً این الفاظ به معنی تنزل امام و درخواست برای پایین آمدن خورشید است.
و پایین آمدن خورشید مُحال است.
من پای این حرفها را امضا نمیکنم!
برچسب:
نویسنده: khane8om